مقالات اقتصادی

تفاوت بیوتکنولوژی و داروسازی (Biotech و Pharma)

مقایسه ساختار زیستی بیوتکنولوژی و ترکیبات شیمیایی داروسازی در آزمایشگاه فوق پیشرفته و مدرن

بسیاری از افراد، شرکتهای بیوتکنولوژی و داروسازی را با یکدیگر اشتباه میگیرند، اما واقعیت این است که این دو صنعت در روش تولید دارو با هم تفاوت بنیادین دارند. شرکتهای بیوتک، درمان ها را با استفاده از ارگانیسم های زنده (مانند سلول ها، باکتری ها و آنزیم ها) توسعه می دهند، در حالی که شرکت های داروسازی بر فرآیندهای شیمیایی و ترکیبات سنتزی (Synthetic) تکیه دارند. واژهٔ «بیوفارما» ترکیبی از این دو رویکرد است و همین اصطلاح نیز به سردرگمی بیشتر دامن میزند.

هر دو بخش، ستونهای حیاتی نظام سلامت جهانی هستند و هر سرمایه گذاری باید ریسکها، رفتار بازار و سهم هر یک از این صنایع در پیشرفت پزشکی را به دقت درک کند. نکته ای که در تحلیل بنیادی سهام این دو حوزه اهمیت ویژه ای دارد این است که مدل درآمدی و چرخهٔ عمر محصولات آنها کاملاً متفاوت است؛ داروی شیمیایی (Small Molecule) معمولاً ساختاری ساده و تولیدی ارزانتر دارد، اما داروی زیستی (Biologic) مولکولی بزرگ و پیچیده است که از موجودات زنده ساخته میشود و همین پیچیدگی، هم هزینه ها و تکنولوژی در پزشکی رقبا را افزایش می دهد.

درک نقش بیوتکنولوژی در پزشکی

جالب است بدانید که محصولات رایجی مانند آبجو و شراب، شوینده های لباسشویی و هر آنچه از پلاستیک ساخته میشود، همگی محصولاتی بیوتکنولوژیک هستند. بشر از دوران باستان از بیوتکنولوژی برای اصلاح نژاد حیوانات و بهبود محصولات کشاورزی بهره میبرده است. امروزه اما شرکت نام مدرن بیوتکنولوژی بخشی را تشکیل میدهند که به طور جمعی با نام «بیوتک» (Biotech) شناخته می شود؛ این شرکت ها عمدتاً به پژوهش، توسعه و تولید طیف گسترده ای از محصولات تجاری میپردازند و بیشتر آنها بر کاربردهای پزشکی یا کشاورزی تمرکز دارند.

شرکت های بیوتکنولوژی از ارگانیسم های زنده برای تولید محصول یا حل مسائل استفاده میکنند. شناسایی و استخراج DNA از مهمترین عواملی بود که جهشی بزرگ در این صنعت ایجاد کرد. شرکت های این بخش موفق شده اند محصولات کشاورزی مقاوم به آفات تولید کنند، سوخت های زیستی مانند اتانول بسازند و تکنیک همانندسازی ژن (Gene Cloning) را توسعه دهند. داروهای بیوفارما نیز به نوآوریهای محصولی بزرگی منجر شده اند.

اگر بخواهیم اهمیت این صنعت را در بازارهای مالی مدرن بسنجیم، کافی است به نقش mRNA در ساخت واکسن های کووید-۱۹ (پیشگامی مدرنا و فایزر/بیوانتک) و یا پتانسیل فناوری ویرایش ژن بدون نگاه کنیم. همین نوآوری هاست که باعث میشود شرکت های بیوتک حتی بدون درآمد قابل توجه، ارزش گذاری های چندصد میلیارد دلاری (مانند مدرنا در اوج دوران پاندمی) تجربه کنند. این ساختار، این بخش را به یکی از جذابترین و در عین حال پرریسک ترین بخشهای بازار سهام تبدیل کرده است.

برخی از پرکاربردترین محصولات پزشکی بیوتکنولوژی که اخیراً عرضه شده اند عبارتند از:

  • هومیرا (Humira) شرکت AbbVie: دارویی که برای درمان آرتریت، پسوریازیس و بیماری کرون و همچنین برخی دیگر از بیماری ها استفاده می شود.
  • ریتوکسان (Rituxan) شرکت Roche: دارویی که برای کند کردن رشد تومورها در چند نوع سرطان به کار میرود.
  • انبرل (Enbrel) شرکت Amgen/Pfizer: دارویی که برای درمان چندین بیماری خودایمنی استفاده می شود.

این سه دارو نماد بارز «داروهای پرفروش» (Blockbusters) در بازار جهانی هستند. هومیرا سالها پرفروش ترین داروی جهان بود؛ اما با انقضای حق انحصار (Patent Cliff) در سال ۲۰۲۳ و ورود رقبای زیست مشابه (Biosimilars)، درآمد AbbVie تحت فشار جدی قرار گرفت. این دقیقاً همان چرخه ای است که سرمایه گذاران سهام دارویی و بیوتک باید همیشه در تحلیل خود لحاظ کنند.

سرمایه گذاران باید این نکته را در نظر داشته باشند که صنعت بیوتکنولوژی نوسان پذیر و در حال رشد سریع است. بر اساس گزارش مؤسسهٔ پژوهشی Precedence Research، انتظار میرود بازار جهانی این صنعت تا سال ۲۰۳۵ به رقم ۶/۳۴ میلیارد دلار برسد. شرکت های استارتاپی بیوتک نیز درست در کنار شرکتهای فناوری رایانه در سیلیکون ولی رشد کرده اند و هدف اکثر آنها به کارگیری فرآیندهای بیوتکنولوژیک برای تولید داروهای انقلابی است.

برآورد اندازه بازار بیوتک به شدت به «تعریف دامنهٔ صنعت» وابسته است (فقط داروهای زیستی، کل بیوتک، ژندرمانی و…). برخی گزارش های دیگر ارقامی در حد صدها میلیارد یا حتی تریلیون دلار را برای دهه های آینده پیش بینی کرده اند. بنابراین همیشه پیش از استناد به یک عدد، روش شناسی همان گزارش را بررسی کنید و هرگز صرفاً بر یک منبع تکیه نکنید.

دانشمند بیوتکنولوژی در حال بررسی ساختار DNA و کشت سلول های زیستی در آزمایشگاه ژنتیک

نمایش فرآیند تحقیق و توسعه بر روی ارگانیسم های زنده، ساختارهای ژنتیکی و بیوفارما.

نکتهٔ مهم

بین برخی از شرکتهای بیوتک و داروسازی همپوشانی قابل توجهی وجود دارد. به عنوان مثال، جانسون اند جانسون (Johnson & Johnson)، الی لیلی (Eli Lilly) و مرک (Merck) غول های هر دو صنعت محسوب میشوند و بر اساس سرمایه بازار (Market Cap) در زمرهٔ بزرگترین شرکت های بیوتکنولوژی مستقر در آمریکا قرار دارند.

نگاهی به تأثیر صنعت داروسازی

شرکت های داروسازی به عنوان یک صنعت، داروهایی را که عمدتاً از منابع مصنوعی (شیمیایی) ساخته می شوند، پژوهش، توسعه و بازاریابی می کنند. بزرگترین شرکتهای این بخش معمولاً عملکرد باثباتی ارائه میدهند، اما این حوزه نیز همچنان با ظهور شرکت های تازه نفس در حال رشد است.

برخی از شرکت های داروسازی مدرن، تاریخچهٔ طولانی و پرفرازونشیبی دارند؛ مانند بایر آلمان (Bayer AG)؛ شرکت آلمانی که بنیانگذار آن در سال ۱۸۹۹ میلادی علامت تجاری آسپرین را به ثبت رساند. تا سال ۲۰۲۶، بزرگترین شرکتهای داروسازی جهان به ترتیب عبارت بودند از: الی لیلی (Eli Lilly) و پس از آن جانسون اند جانسون و AbbVie.

درست مانند بخش بیوتک، استارتاپ های دارویی متعددی نیز تلاش میکنند این صنعت را متحول کنند. این شرکت ها اغلب با شرکت های بزرگ همکاری (Partnership) می کنند تا محصولاتشان را به بازار عرضه کنند یا به بازارهای بزرگ و شبکه های توزیع گسترده دسترسی پیدا کنند؛ چراکه هزینه و ریسک ورود مستقل به بازار جهانی دارو عملاً از توان مالی اغلب استارتاپ ها خارج است.

محصولات دارویی ممکن است سالها در فازهای پژوهش و توسعه (R&D) بمانند تا سرانجام به بازار برسند. بخش بزرگی از این فرآیند طولانی، دریافت تأییدیه از سازمان غذا و داروی آمریکا (FDA) را شامل میشود.

ارزش بازار شرکت الی لیلی در سالهای اخیر عمدتاً به لطف موفقیت داروهای ضدچاقی و دیابت (مانند Mounjaro و Zepbound) رشد انفجاری داشته و این شرکت را به باارزشترین شرکت داروسازی جهان تبدیل کرده است. این مثال نشان میدهد که حتی در صنعت «باثبات» فارما، یک تک محصول موفق میتواند سرنوشت یک سهم را برای یک دهه تعیین کند.

واقعیت سریع (Fast Fact)

درآمد شرکت فایزر (Pfizer) بین سالهای مالی ۲۰۲۴ تا ۲۰۲۵ میلادی، حدود ۱/۶۵ درصد کاهش یافت و از ۶۳/۶۳ میلیارد دلار به ۶۲/۵۸ میلیارد دلار رسید.

این کاهش درآمد برای فایزر کاملاً طبیعی و قابل انتظار بود؛ زیرا پس از پایان دوران اوج پاندمی کووید-۱۹، فروش واکسن و داروی ضدویروسی پکسلووید به شدت افت کرد. این موضوع نمونه ای عالی از «اثر پایهٔ آماری» و خطر اتکای بیش ازحد به درآمدهای موقت در تحلیل سهام دارویی است.

خط تولید و بسته بندی پیشرفته و استریل داروهای سنتزی در کارخانه داروسازی مدرن

به تصویر کشیدن جنبه صنعتی، مقیاس پذیر و پایدار خطوط تولید داروسازی و تحقیق شیمیایی.

عوامل کلیدی برای سرمایه گذاران بیوتک و فارما

وقتی صنایع بیوتکنولوژی و داروسازی را صرفاً از منظر یک سرمایه گذار بررسی کنیم، این دو کاملاً proposition های متفاوتی هستند. تحلیلگران معمولاً برای مقایسهٔ شرکت های این حوزه ها به نسبت هزینه های R&D به فروش (R&D as a Percentage of Sales) نگاه می کنند؛ معیاری که نشان میدهد یک شرکت چقدر از درآمد خود را صرف نوآوری میکند.

شرکت های بیوتکنولوژی به طور کلی هزینه های عملیاتی بالایی دارند؛ زیرا پژوهش، توسعه و آزمایش محصولات آنها سال ها به طول می انجامد. نتیجهٔ این فرآیند میتواند یک پیشرفت تاریخی باشد یا یک شکست کامل. علاوه بر این، این صنعت ممکن است با موانعی در توسعهٔ محصولات جدید رو به رو شود؛ به ویژه زمانی که خود پژوهش یا محصول نهایی جنجال برانگیز باشد. به عنوان مثال، چندین کشور گیاهان اصلاح شدهٔ ژنتیکی (GMO) و محصولات حاصل از آنها را ممنوع کرده اند. به همین دلیل، سرمایه گذاران این صنعت عملاً «سوار بر موج» هستند؛ چه این موج به سمت بالا حرکت کند و چه به سمت پایین.

با این حال، بیوتکنولوژی یک مزیت مهم برای جبران این هزینه ها دارد: در حالی که شرکت های داروسازی به طور کلی تنها برای پنج سال حقوق انحصاری تولید و توزیع داروهای خود را در اختیار دارند، شرکت های بیوتک میتوانند تا ۱۲ سال از حفاظت اختراع (Patent Protection) برخوردار شوند.

**توضیح حقوقی-مالیمن (Hatch-Waxman Act) برای آمریکا دارد: قانون هچ-واکسمن (Hatch-Waxman Act) برای داروهای شیمیایی کوچک مولکول معمولاً پنج سال انحصار داده ها (Data Exclusivity) تعیین میکند، در حالی که قانون BPCIA برای داروهای زیستی تا ۱۲ سال انحصار قائل شده است. دلیل این تفاوت، پیچیدگی بسیار بیشتر تولید و اثبات ایمنی داروهای زیستی است. از نظر سرمایه گذار، این یعنی چرخهٔ عمر تجاری انحصاری طولانی تر و در نتیجه جریان نقدی قابل پیش بینی تری برای شرکت های بیوتک که محصولشان موفق باشد.

شرکت های بزرگ داروسازی از محل محصولات فعلی خود جریان درآمدی باثباتی دارند و در عین حال تلاشهای R&D خود را بر بهبود محصولات موجود یا ساخت محصولات جدید متمرکز می کنند. آنها همچنین خط لولهٔ محصولات (Product Pipeline) پایداری را در مراحل مختلف توسعه نگه میدارند. فرآیند توسعهٔ یک داروی جدید ممکن است تا ۱۵ سال زمان ببرد.

نکته (Tip): پیش از سرمایه گذاری در هر شرکت بیوتک یا دارویی، سرمایه گذاران باید بدانند که موفقیت این شرکت ها میتواند کام جدید را عرضهٔ موفق محصول به بازار وابسته باشد. FDA اکثر داروهای جدید را ملزم به گذراندن چندین فاز آزمایش میکند که شامل آزمایش های پیش بالینی (Pre-clinical) و کارآزمایی های بالینی (Clinical Trials) می شود و ممکن است بین ۶ تا ۱۱ سال زمان ببرد. حتی اگر شرکتی داروی جدیدی را روانهٔ بازار کند، هیچ تضمینی وجود ندارد که این دارو مورد تأیید و تجویز گستردهٔ پزشکان قرار گیرد.

ماهیت «باینری» (دودویی) رویدادهای بیوتک — یعنی موفقیت یا شکست کامل یک فاز آزمایش بالینی — باعث می شود سهام این شرکتها در روز اعلام نتایج (Data Readout) یا تصمیم FDA نوسانات ۳۰ تا ۵۰ درصدی و حتی بیشتر را تجربه کنند. به همین دلیل، تریدرهای حرفه ای معمولاً با «تقویم کاتالیستها» (Catalyst Calendar) کار میکنند و هرگز پیش از اعلام نتایج فاز سوم، موقعیت سنگین باز نمی کنند. برای سرمایه گذاران بلندمدت نیز یک اصل ساده وجود دارد: هرگز تمام پرتفوی خود را روی یک سهم بیوتک متمرکز نکنید؛ ابزارهایی مانند ETFهای بخشی (مثل XBI برای بیوتکهای کوچک و IBB برای بزرگها، و XLV برای بخش سلامت) راهی هوشمندانه برای کسب قرار گرفتن در معرض این صنعت بدون پذیرش ریسک نکول یک شرکت منفرد هستند.

تحلیل گر مالی در حال بررسی چرخه های بالینی و ریسک سرمایه گذاری سهام دارویی و بیوتک

فضای بیزینسی و تحلیلی برای بررسی ارزش گذاری داروها، کارآزمایی های بالینی و تصمیمات سرمایه گذاری.

نتیجه گیری

سهام بیوتکنولوژی و داروسازی با فرآیندهای توسعهٔ پرهزینه و غیرقابل پیش بینی مواجه هستند، هرچند محصولات موفق آنها میتوانند به شدت پرسود باشند. شرکت های کوچکتر بیوتک در برابر شکست ها و عقب نشینی ها آسیب پذیرند و جبران این عقب نشینی ها برایشان بسیار دشوار است. در مقابل، شرکت های بزرگ داروسازی به دلیل ابعاد بزرگ و جریان های درآمدی متنوع توانایی جذب شکست ها را دارند، اما آنها نیز با رقابت شدیدی رو به رو هستند که برای بقا به خط لولهٔ قوی محصولات و درآمدهای تکمیلی حاصل از ادغام ها، اکتساب ها (M&A) یا مشارکت ها (Partnerships) نیاز دارند.

سؤالات متداول

    1. تفاوت بین بخش های بیوتک و فارما چیست؟

      ‌بسیاری از افراد شرکت های بیوتکنولوژی و داروسازی را با یکدیگر اشتباه میگیرند. اگرچه ممکن است مشابه به نظر برسند، اما در واقع با یکدیگر تفاوت دارند. شرکت های بیوتک محصولاتی را پژوهش، توسعه و بازاریابی می کنند که عموماً از موجودات زنده به دست می آیند، در حالی که محصولات شرکت های فارما معمولاً از مواد شیمیایی و منابع مصنوعی مشتق می شوند. شرکتهای بخش بیوتک هزینه های عملیاتی بالاتری دارند و به همین دلیل سهام آنها میتواند نوسانپذیرتر از سهام شرکتهای داروسازی باشد. نام های بزرگ بخش داروسازی نیز به دلیل سابقهٔ طولانی و جریان درآمدی پایدار، اغلب نتایج باثباتتری ارائه می دهند.

    2. چند نمونه از شرکت های بیوتکنولوژی کدامند؟

      ‌در ادامه چند نمونه از شرکت های بزرگ جهانی بیوتکنولوژی آورده شده است: مدرنا (Moderna) و اینسایت (Incyte). همچنین نوو نوردیسک (Novo Nordisk) و جانسون اند جانسون شرکتهای داروسازی هستند که تمرکز ویژه ای نیز بر بیوتکنولوژی دارند. (نوو نوردیسک که با داروهای ضدچاقیاش به یکی از با ارزش ترین شرکت های اروپا تبدیل شده، نمونه ای ایده آل از شرکت فارما با زیرساخت قوی بیوتکنولوژیک است.)

    3. بزرگترین شرکت های داروسازی کدامند؟

      Roche (روش)، جانسون اند جانسون و الی لیلی از جمله بزرگ ترین شرکت های داروسازی جهان هستند. از آنجا که خط بین این دو صنعت به دلیل نوع پژوهش و توسعه اغلب محو و مبهم است (شرکتهایی مثل روش، تولیدکنندهٔ داروی زیستی ریتوکسان، در عمل هر دو حوزه را پوشش می دهند)، فعالیت این شرکت ها با بخش بیوتکنولوژی نیز تلاقی دارد.

رای شما به این مطلب

میانگین امتیازات 0 / 5. تعداد آرا: 0

از اینکه این مطلب مفید نبود عذرخواهی میکنیم

اجازه بدهید ما این مطلب را مفیدتر کنیم!

لطفا نظر خود را در بهبود این مطلب با ما در میان بگذارید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *