در خصوص حسابداری بین الملل تعاریف بسیاری موجود است. حسابداری بین الملل یک شیوه اطلاع دهنده و تشریحی است و دربردارنده انواع مختلف روش ها، اصول و استانداردهای حسابداری تمامی کشورها است.

به همین جهت لازم است حسابدار زمان مطالعه حسابداری بین المللی از اصول و قواعد مختلفی آگاه باشد. هیچ کدام از اصول، به صورت جهانی یا کامل تدوین نخواهند شد، به  جهت دلایل اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و قانونی این مجموعه ها متفاوت از هم هستند. به صورت کلی سیستم حسابداری بین المللی جمعی از تمام اصول، شیوه ها و استانداردهای تمامی کشورها است.

تعریف ویریچ از حسابداری بین الملل:

در این مفهوم حسابداری بین المللی یک سیستم جهانی است که قادر است در همه کشورها پذیرفته شود و مورد توجه باشد. جمعی از اصول مورد قبول در حسابداری که وسعت زیادی دارند و به سایر کشورها رسیده باشند (مثل اصول موجود در آمریکا) و در نهایت شیوه های عملی و کاربردی ارائه شود که در تمامی کشورها مورد استفاده قرار گیرد و سیستم بین المللی معنایی جز این نخواهد داشت.

ویریچ تعریف مشخص و دقیقی درباره این موضوع مطرح کرده است که از این بین به سه مفهوم اشاره می شود.

  • حسابداری مربوط به واحدهای غیر اصلی شرکت ها.
  • حسابداری جهانی.
  • حسابداری بین المللی انطباقی یا تطبیقی.

تعریف حسابداری برای “واحدهای غیر اصلی شرکت ها”، محدودترین و قدیمی ترین  توضیحات را دارد. بیشترین سهم را حسابداری جهانی به خود اختصاص داده است و هدف آن استاندارد شدن مجموعه ای از اصل های مرتبط به حسابداری بین الملل است.

معنای حسابداری بین المللی یا انطباقی:

توافقاتی در ادبیات حسابداری موجود است مبنی بر این موضوع که حسابداری بین المللی به کلیات حسابداری انطباقی گفته می شود. معنای حسابداری انطباقی، حسابداری بین الملل را در جهتی قرار می دهد که لازمه آن درک و مورد توجه قرار گرفتن اختلافات ملی با کشورهای گوناگون است.

این مفهوم مشمول موارد زیر خواهد بود:

  • اطلاع از ناهمگونی و نابرابری روش های حسابداری شرکت ها و شیوه های ارزش گذاری در سطح جهانی.
  • درک شیوه های عملی و اصول مرتبط به حسابداری که در کشورهای مختلف موجود است.
  • توانایی جهت بررسی و قضاوت شیوه های ناهمگون و گوناگون حسابداری برای گزارشگری اقتصادی.

در انجام این شیوه، حسابداری بین المللی منجر به یک پروسه از ترکیب حساب های مرتبط به شرکت مادر و شعبه ها و هم چنین تبدیل ارز خارجی به پول کشور مورد نظر می شود.

عواملی که باعث ایجاد تفاوت در حسابداری بین الملل می شوند:

تفاوت های به وجود آمده در حسابداری بین المللی مربوط به واحدهای غیر اصلی شرکت ها، به صورت کلی ناشی از اختلاف های موجود در محیط های تجاری هر کشور است.

  • نوع بازار مالی: بازار مالی متکی بر اخذ وام یا سرمایه گذاری.
  • چرخه حقوقی هر کشور که گزارشگری اقتصادی بر آن متکی است.
  • تقسیم بندی مابین قسمت های خصوصی و ارگان های مرتبط به دولت در پروسه سیاست گذاری های حسابداری و تعیین استاندارد های مرتبط.

4 دلیلی که مولر برای تفاوت های ایجاد شده ارائه کرده است:

  1. توسعه اقتصادی: سیستم های اقتصادی در کشورهای متفاوت از لحاظ توسعه یافتگی و هم چنین ماهیت، گوناگون اند و این تفاوت ها کشورها را به دو دسته ی توسعه یافته و در حال توسعه تقسیم می کند.
  2. شرایط پیچیدگی تجارت: اختلاف در سیستم اقتصادی از لحاظ فناوری و دانش صنعتی باعث می شود در تولیدات و نیاز های شرکت ها اختلاف ایجاد شود.
  3. اثرات گرایش های سیاسی: هر سیستم اقتصادی بر اساس سیستم سیاسی خود ویژگی هایی دارد. یک سیستم یا تحت کنترل یا متکی بر بازار آزاد خواهد بود.
  4. متکی به سیستم مقررات خاص: سیستم های اقتصادی از لحاظ پشتوانه گری سیستم های حقوقی، گوناگون هستند. ممکن است یک کشور مقررات عمومی یا مقررات تعیین شده داشته باشد، به عنوان نمونه ممکن است مقرراتی در خصوص حمایت از ادارات در تجارت غیر منصفانه و مقررات ضد انحصاری داشته باشد، زمانی که چنین تفاوت هایی وجود داشته باشد باعث می شود شیوه های گوناگون حسابداری در سطح بین المللی به وجود آید و اصول حسابداری مالی گوناگونی ارائه شوند.

یکسان کردن استانداردهای حسابداری در سطح جهانی:

فرایندی است که به یکسان کردن، هماهنگ سازی و متشابه کردن دسته های گوناگون استانداردهای حسابداری و شیوه های گزارشگری اقتصادی می پردازد. یک دلیل برای یکسان نمودن استانداردها بیشتر شدن اهمیت شرکت هایی است که چند ملیتی هستند. جمعا دلایلی که باعث ایجاد تمایل به یکسان سازی استانداردها شده اند شامل موارد زیر می شود:

  • اهمیت زیاد شرکت های چند ملیتی: با یکسان شدن استانداردها و شیوه های حسابداری استفاده شده به واسطه ی بخش های گوناگون و شرکت های اقماری، گردآوری صورت های مالی تلفیقی، ساده تر خواهد شد.
  • جمع کثیری از ادارات حسابرسی، شعبه های گوناگونی در جهان دارند و هر چقدر استانداردهای حسابداری بیشتر شبیه به هم باشند، انجام وظایف مرتبط به حسابداری ساده تر خواهد شد. در جهان امروز شاهد افزایش تامین مخارج مالی در خارج از مرزها و مبادله اوراق بهادار در بورس های جهانی هستیم و به همین جهت یکسان سازی استاندارد ها و شیوه های حسابداری، سطح کارایی و هماهنگی را بیشتر می کند.

در گذشته هماهنگ سازی به اشتباه به عنوان مترادفی برای “استاندارد کامل” درنظر گرفته می شد ولی در واقعیت استاندارد کردن با هماهنگ سازی متفاوت است.

ویلسون به شرح تفاوت هماهنگ سازی با استاندارد کامل پرداخته است:

هماهنگ سازی یا همان طور که پیش تر گفته شد، یکسان سازی به معنای این است که دیدگاه های گوناگون با یک دیگر سازگاری داشته باشند . هماهنگ کردن عملی تر است مخصوصا اگر استاندارد کامل به این معنا باشد که شیوه هایی که یک کشور مورد استفاده قرار می دهد به واسطه ی دیگر کشورها مورد قبول قرار بگیرد. هماهنگ سازی به نوعی برقرارکردن رابطه بهتر جهت مبادله اطلاعات است تا به شکلی از سطح بین المللی قابل درک باشد.

مزایای هماهنگ سازی:

  • در خیلی از کشورها هنوز جهت حسابرسی و حسابداری هیچ استاندارد و منبع مفیدی تدوین نشده است زمانی که در سطح بین المللی استانداردهایی تدوین شوند باعث خواهد شد هزینه های مربوط به تدوین برای خیلی از کشورها کاهش یابد یا حتی از بین برود.
  • افزایش تجارت های بین المللی و وابستگی های اقتصادی در سیستم های اقتصادی یک دلیل دیگر برای مورد قبول واقع شدن استانداردهای بین المللی خواهد بود. پروسه ی بین المللی شدن باعث خواهد شد معاملات بین المللی، قیمت گذاری ها و اختصاص دادن منابع، فرایندی آسان تر از قبل شود و بازارهای جهانی کارا تر شوند.

راهبردهای تعیین استاندارد در کشورهایی که در حال توسعه قلمداد می شوند:

  • شیوه انقلابی: یک نوع تک روی در تعیین استانداردها است. به این معنی که کشور بدون اثرپذیری از دیگر کشورها، استانداردهایی را تعیین می کند که مخصوص به خودش است.
  • شیوه انقلاب فناوری: توسعه این شیوه نتیجه فعالیت های ادارات بین المللی حسابرسی مربوط به شرکت های چند ملیتی و افرادی است که در کشور در حال توسعه به فعالیت می پردازند و یا اقدام به بستن قراردادهای بین المللی کرده اند.
  • راهبرد اقتصاد گرایی: منظور تعیین استانداردهای حسابداری با تکیه بر تحلیل روش های عملی حسابداری مرسوم در کشورهای توسعه یافته و مقایسه نمودن آن با وضعیت محیطی کشور مدنظر است.
  • مورد قبول قرار دادن استانداردهای بین المللی: پیوستن به کمیته بین المللی مربوط به استانداردهای حسابداری یا دیگر مراجع بین المللی که به تدوین استانداردها می پردازند، یکی از راهبردهای کشورهای درحال توسعه برای پیشروی است.

کمیته بین المللی مرتبط به استانداردهای حسابداری IASC:

این کمیته در تاریخ 1973 میلادی با همکاری ده کشور تشکیل شد. امروزه بیشتر از 100 سازمان حسابداری از 70 کشور عضو این کمیته هستند اما جالب است بدانید هیچ کدام از این کشورها تعیین استانداردهای حسابداری خویش را بر عهده این کمیته قرار نداده اند. این کمیته در یکسان کردن استانداردهای حسابداری نقش بزرگی دارد و در سال های اخیر با کم کردن تعداد شیوه های مورد قبول حسابداری به ایجاد قابلیت مقایسه بین شیوه های گوناگون کمک کرده است و از سال 1990، این کمیته با مشارکت هیات های تعیین استاندارد 4 کشور از کشورهای عضو، برای بیشتر شدن شباهت استانداردها اقداماتی را انجام داده است.

فدراسیون بین المللی حسابداری (IFAC):

سال تشکیل این فدراسیون سال 1977 میلادی است و به لحاظ هدف به عنوان یک مکمل برای کمیته بین المللی استاندارد محسوب می شود. اعضای این فدراسیون ادارات حرفه ای حسابداری از کشورهای گوناگون هستند. استانداردهایی که توسط این فدراسیون منتشر می شوند مانند استانداردهای کمیته بین المللی از نظر کشورهای گوناگون لازم الاجرا نیست.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *