اصطلاح «در ماه می بفروش و برو» (Sell in May and Go Away) یک ضرب المثل و الگوی رفتاری قدیمی و مشهور در بازارهای مالی است. این عبارت بر برعکس شدن الگوی بازدهی سهام و افت عملکرد تاریخی بازارها در بازه شش ماهه بین ۱ می تا ۳۱ اکتبر (اردیبهشت تا آبان) اشاره دارد.
این نظریه اولین بار توسط نشریه معتبر Stock Trader’s Almanac همه گیر شد. طبق داده های تاریخی این نشریه، اگر سرمایه گذاری از سال ۱۹۵۰ سرمایه خود را در شاخص میانگین صنعتی داوجونز (Dow Jones Industrial Average) در دوره «زمستانی» (از نوامبر تا آوریل / آبان تا فروردین) فعال نگه می داشت و در شش ماهه «تابستانی» (از می تا اکتبر) سرمایه خود را به دارایی های با درآمد ثابت (مانند اوراق قرضه) منتقل می کرد، می توانست با ریسک به مراتب کمتر، بازدهی بسیار پایدارتر و مطمئن تری کسب کند.
اما نکته ای که در این استدلال مغفول ماند این است که اگر همین بررسی را روی شاخص S&P 500 (که تاریخچه آن به سال ۱۹۲۷ بازمی گردد) پیاده سازی کنیم، با نتایج متفاوتی روبرو می شویم؛ در دهه ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰ میلادی، بازدهی ماه های تابستانی به ترتیب ۱۱.۲۳٪ و ۴.۵۱٪ از ماه های زمستانی بیشتر بوده است. به همین دلیل و دلایل بنیادی دیگر، اعتبار علمی و کارایی این اصطلاح توسط معامله گران و تحلیگران مدرن به شدت مورد تردید قرار گرفته است.
نکات کلیدی
- اصلیت ضرب المثل: اصطلاح «در ماه می بفروش و برو» به ضعف تاریخی بازدهی سهام در دوره شش ماهه می تا اکتبر نسبت به نیمه دیگر سال اشاره دارد.
- میانگین بازدهی: از سال ۱۹۹۰ تا کنون، شاخص S&P 500 در بازه می تا اکتبر به طور میانگین حدود ۳٪ بازدهی سالانه داشته، در حالی که در بازه نوامبر تا آوریل میانگین بازدهی آن حدود ۶.۳٪ بوده است.
- عدم قطعیت: با وجود این میانگین ها، ماه های زمستانی همیشه برتر از ماه های تابستانی عمل نکرده اند و استثناهای بزرگ زیادی وجود دارد.
- چرخش بین قطاعات (Sector Rotation): بر اساس داده های تاریخی، برخی معامله گران به جای خروج کامل، سرمایه خود را در ماه های گرم سال به سمت سهام کم ریسک تر و غیروابسته به چرخه اقتصادی (Defensive Stocks) سوق می دهند.
- بهترین استراتژی برای اکثر معامله گران: طبق اصول مالی نوین، استراتژی «خرید و نگهداری» (Buy and Hold) و نادیده گرفتن هیجانات و حواشی فصلی بازار، سودآورترین راهکار برای اکثر سرمایه گذاران است.
فصلی بودن بازارهای مالی و رفتار سهام
با وجود تمام تردیدها، اگر بازه زمانی چند دهه ای را بررسی کنیم، در مجموع بازدهی سهام در ماه های گرم سال کمی ضعیف تر بوده است. به عنوان مثال، از سال ۱۹۹۰ تا ۲۰۲۳، شاخص S&P 500 در فاصله می تا اکتبر میانگین سود ۳ درصدی ثبت کرده؛ در حالی که از ۱۹۹۰ تا ۲۰۲۴، بازدهی دوره نوامبر تا آوریل به طور میانگین ۶.۳٪ بوده است. اگر داده ها را از سال ۱۹۳۰ محاسبه کنیم، این اعداد به ترتیب به ۳٪ برای تابستان و ۴.۵٪ برای زمستان تغییر می یابند.
اما علت این تفاوت چیست؟ و آیا این افت نسبی بازدهی مجوزی برای خروج از بازار سهام و تبدیل دارایی به اوراق قرضه یا نقدینگی است؟
پاسخ تحلیلگران حرفه ای خیر است. زیرا حتی با وجود افت بازدهی در تابستان، میانگین بازدهی سالانه شاخص S&P 500 در ماه های گرم همچنان مثبت است و عملکرد بهتری نسبت به بسیاری از دارایی های کم ریسک دیگر ثبت می کند. بنابراین، برای اکثر سرمایه گذاران بلندمدت، ماندن در بازار گزینه ای منطقی تر و سودآورتر است.

تمرکز بر فضای حرفه ای معامله گری که تحلیل های کلان در آن صورت می گیرد.
چرا قیمت سهام دچار نوسانات فصلی می شود؟
ریتم های فصلی بازار سهام همواره یکی از جذاب ترین موضوعاتی بوده که تریدرها تلاش کرده اند از آن برای پیش بینی قیمت ها استفاده کنند. با این حال، علل ریشه ای این حرکات همواره محل بحث میان متخصصان مالی است.
یکی از ساده ترین دلایلی که مطرح می شود، تعطیلات تابستانی نهادهای بزرگ مالی و مدیران صندوق ها است که منجر به کاهش حجم معاملات (Volume) در فصل تابستان می شود. اما بررسی های آماری نشان می دهد که تغییرات درصدی قیمت ها همبستگی مستقیمی با کاهش تقاضای ناشی از افت حجم معاملات ندارد. برای درک بهتر این واگرایی های فصلی، باید سه عامل کلیدی را بررسی کرد: روانشناسی بازار، رفتار معامله گران حقوقی (Institutional Behavior) و عوامل کلان اقتصادی (Macroeconomics).
۱. اثر ژانویه (January Effect)
رکود تابستانی تنها الگوی تقویمی بازار نیست. «اثر ژانویه» فرضیه دیگری است که می گوید قیمت سهام، به ویژه سهام شرکت های با ارزش بازار کوچک (Small-Cap)، در ابتدای سال میلادی رشد می کند.
این اتفاق عمدتاً به استراتژی «برداشت زیان مالیاتی» (Tax-Loss Harvesting) در ماه دسامبر مربوط است؛ جایی که سرمایه گذاران سهام زیان ده خود را می فروشند تا مالیات پرداختی را کاهش دهند و سپس در ژانویه مجدداً اقدام به خرید و بازسازی پورتفوی می کنند. البته با کارآمدتر شدن بازارها (Market Efficiency) و آگاهی عموم از این الگو، شدت و قابل پیش بینی بودن «اثر ژانویه» در سال های اخیر به شدت کاهش یافته است.
بررسی صندوق ETF شاخص S&P 500 با نماد (SPY) بین سال های ۱۹۹۳ تا ۲۰۲۳ نشان می دهد که ماه ژانویه تنها در ۱۷ دوره (۵۷٪) صعودی و در ۱۳ دوره (۴۳٪) نزولی بوده است؛ یعنی شانسی تنها در حد انداختن سکه!
۲. رفتار صندوق های سرمایه گذاری و آرایش پورتفوی (Window Dressing)
عوامل ساختاری و حقوقی نیز در نوسانات فصلی نقش دارند. پایان سال مالی برای بسیاری از صندوق های متقابل (Mutual Funds) در ماه اکتبر است. این امر باعث بازتنظیم پورتفوی (Rebalancing) و پدیده ای به نام «آرایش پورتفوی» (Window Dressing) می شود. در این فرایند، مدیران صندوق ها سهام ضعیف را می فروشند و سهام پربازده را می خرند تا گزارش های دوره ای آن ها برای سهام داران جذاب تر به نظر برسد. این فشار خرید و فروش لحظه ای می تواند فشارهای قیمتی خاصی در برخی قطاعات ایجاد کند.

نمایش دقیق و واقع گرایانه از فرایند بازتنظیم پورتفوی توسط نهادهای مالی.
چرا نباید استراتژی «در ماه می بفروش و برو» را اجرا کرد؟
بزرگ ترین ایراد اتکا به الگوهای تاریخی در ترید این است که الگوها پس از کشف عمومی، خاصیت سودآوری خود را از دست می دهند (طبق فرضیه بازار کارآمد).
اگر اکثر معامله گران متقاعد شوند که بازار در ماه می افت می کند و همه به سمت اوراق قرضه می روند، دیگر مزیت رقابتی وجود نخواهد داشت. معامله گران هوشمند برای پیش دستی (Front-Running) اقدام به فروش در ماه آوریل می کنند و در ماه اکتبر برای خرید مجدد با یکدیگر رقابت خواهند کرد؛ امری که کل الگوی تقویمی را برهم می زند.
حتی اگر این واگرایی فصلی باقی بماند، خروج از بازار سهام در ماه می و ورود مجدد در نوامبر باعث از دست رفتن سودهای بسیار بزرگی می شود.
بررسی یک آزمایش مالی (از سال ۱۹۹۰ تا کنون)
فرض کنید در سال ۱۹۹۰ مبلغ ۳۰۰ دلار در اختیار داشتیم و می خواستیم دو استراتژی متفاوت را تست کنیم:
۱. استراتژی اول: سرمایه گذاری ۱۰۰ دلار فقط در ماه های زمستان (خروج از بازار در پایان آوریل).
۲. استراتژی دوم: سرمایه گذاری ۱۰۰ دلار فقط در ماه های تابستان (خروج از بازار در ۳۱ اکتبر).
نتیجه استراتژی تابستانی نشان می دهد که ۱۰۰ دلار اولیه به ۲۴۹.۳۳ دلار رسید. گرچه این عدد نسبت به استراتژی زمستانی کم تر است، اما نشان دهنده یک بازدهی مثبت و چشمگیر است. اگر سرمایه گذار در تابستان از بازار خارج می شد، این سود صعودی و سودهای تقسیمی ترکیبی (Dividend Compounding) را کاملاً از دست می داد.
علاوه بر این، در بسیاری از سال ها عملکرد تابستان به مراتب بهتر از زمستان بوده است:
- سال ۲۰۲۰: بازدهی ماه های تابستان برابر با +۲۴٪ بود، در حالی که ماه های زمستان بازدهی منفی -۷.۷٪ داشتند!
- سال ۲۰۰۹: بازدهی تابستان +۲۱.۹٪ در مقابل بازدهی زمستان -۹.۴٪ بود.
اتکای کورکورانه به این استراتژی باعث می شد معامله گر این جهش های بزرگ را کاملاً از دست بدهد.
هزینه های پنهان و اثر انتخابات
خروج و ورود مداوم به بازار شامل هزینه های کارمزد (Transaction Costs) و مالیات بر سرمایه (Capital Gains Tax) می شود که سود نهایی را می بلعد. همچنین این کار مانع از اجرای استراتژی «میانگین گیری کم کردن قیمت تمام شده» (DCA) و سرمایه گذاری مجدد سود تقسیمی می شود.
علاوه بر این، سال های برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا عملکرد فصلی را کاملاً تغییر می دهند. طبق تحقیقات نهاد Ned Davis Research، از سال ۱۹۵۰ تا کنون، در سال های انتخابات آمریکا، شاخص S&P 500 در ۷۸ درصد موارد در بازه ۳۰ آوریل تا ۳۱ اکتبر صعودی بوده است (در مقایسه با ۶۴ درصد در سال های غیرانتخاباتی).

نمادی مفهومی از صبر در سرمایه گذاری و برتری استراتژی «ماندن در بازار» نسبت به «زمان بندی بازار».
بررسی عملکرد ماهانه شاخص های بزرگ بازار آمریکا
بررسی عملکرد ماهانه نشان می دهد مشکل از کل ۶ ماه گرم سال نیست، بلکه عمدتاً مربوط به ماه سپتامبر (شهریور/مهر) است که به طور سنتی ضعیف ترین ماه بازار سهام محسوب می شود.
میانگین بازدهی ماهانه شاخص های اصلی (از زمان تأسیس تا کنون):
- شاخص S&P 500: بهترین ماه عملکرد تاریخی: ژوئیه (July)
- شاخص Nasdaq Composite: بهترین ماه عملکرد تاریخی: نوامبر (November)
- شاخص Dow Jones: بهترین ماه ها: آوریل و نوامبر
استراتژی های جایگزین برای «Sell in May and Go Away»
به جای خروج کامل از بازار، سرمایه گذارانی که به ضعف فصلی اعتقاد دارند، از استراتژی «چرخش بین صنایع» (Sector Rotation) استفاده می کنند.
طبق گزارش مرکز تحقیقات مالی CFRA:
- صنایع چرخه ای (Cyclical Sectors): مانند فناوری (Technology)، کالاهای مصرفی غیرضروری (Consumer Discretionary)، مواد اولیه (Materials) و صنعتی (Industrials) در بازه نوامبر تا آوریل عملکرد بهتری دارند.
- صنایع تدافعی (Defensive Sectors): مانند بهداشت و درمان (Healthcare) و کالاهای مصرفی ضروری (Consumer Staples) که در برابر رکود مقاوم هستند، در ماه های می تا اکتبر عملکرد بهتری ثبت می کنند. از سال ۱۹۹۰، این دو بخش در ماه های گرم به طور میانگین ۴.۱٪ رشد داشته اند که از کلیت بازار بالاتر است.
صندوق های قابل معامله متعددی مانند Pacer CFRA-Stovall Equal Weight Seasonal Rotational ETF (با نماد SZNE) بر اساس این چرخش فصلی طراحی شده اند. اما آمارهای واقعی نشان می دهند که شاخص پایه S&P 500 از سال ۲۰۲۲ به بعد عملکرد بهتری نسبت به این صندوق های چرخه ای داشته است. علاوه بر این، کارمزد مدیریت این صندوق ها (۰.۶۰٪) حدود ۱۲ برابر بیشتر از صندوق های شاخصی غیرفعال معمولی (۰.۰۵٪) است.
زمان حضور در بازار در برابر زمان بندی بازار (Time in the Market vs. Timing the Market)
اکثر معامله گران و مدیران ارشد سرمایه گذاری با استراتژی های زمان بندی تقویمی مخالفند، زیرا باعث دستکاری مداوم پورتفوی و ایجاد هیجان می شود.
مؤسسه بزرگ مالی Charles Schwab یک تحلیل ۲۰ ساله (از ۲۰۰۳ تا ۲۰۲۲) انجام داده که در آن به ۵ سرمایه گذار با سناریوهای مختلف سالانه ۲۰۰۰ دلار داده شده است:
- سرمایه گذار با زمان بندی کامل (خرید دقیقاً در کف سالانه S&P 500): $۱۳۸,۰۴۴
- سرمایه گذار با ورود فوری (خرید در اولین روز کاری سال): $۱۲۷,۵۰۶
- سرمایه گذار با استراتژی DCA (تقسیم سرمایه به بخش های ماهانه): $۱۲۴,۲۴۸
- سرمایه گذار با بدترین زمان بندی (خرید دقیقاً در سقف سالانه S&P 500): $۱۱۲,۲۹۲
- سرمایه گذار کاملاً نقد (نگهداری پول در قالب نقدینگی/سپرده): $۴۳,۹۴۸
نتیجه خیره کننده: حتی بدشانس ترین سرمایه گذار که همیشه در سقف قیمتی خریده، ثروتی به مراتب بیشتر از فردی که نقد مانده کسب کرده است! این امر نشان می دهد ماندن در بازار (Time in the Market) بسیار مهم تر از زمان بندی خروج و ورود (Timing the Market) است.
نتیجه گیری
اصطلاح «در ماه می بفروش و برو» (Sell in May and Go Away) اگرچه یک جذابیت تاریخچه ای و موضوعی برای گفت وگو در رسانه های مالی است، اما نباید مبنای تصمیم گیری های کلان در ترید و مدیریت پورتفوی قرار گیرد. با اینکه آمارهای بلندمدت نشان دهنده افت نسبی بازدهی در ۶ ماه گرم سال هستند، اما استثناهای فراوان، هزینه های معاملات، مالیات و ریسک از دست دادن جهش های بزرگ بازار نشان می دهد که استراتژی خرید و نگهداری (Buy & Hold) همراه با مدیریت ریسک و چرخش ساختاری، همواره خروجی پایدارتر و مطمئن تری برای فعالان بازارهای جهانی به همراه دارد.
سؤالات متداول
-
-
بهترین ماه برای خرید سهام چه ماهی است؟
از سال ۱۹۵۰، آوریل و نوامبر به طور میانگین قوی ترین ماه های بازار بوده اند؛ اما این قاعده همیشگی نیست (مثلاً آوریل ۲۰۲۴ بازدهی منفی داشت). برای S&P 500 ماه ژوئیه و برای نوداک ماه نوامبر بهترین سابقه را دارند.
-
بدترین ماه سال برای سهام است؟
خیر، آمارها نشان می دهند بدترین ماه سال به طور سنتی سپتامبر (September) است و ماه می در رتبه دوم قرار دارد. در بسیاری از سال ها (مانند ۲۰۲۰ و ۲۰۲۴) ماه می بازدهی بسیار فوق العاده ای ثبت کرده است.
-
بهترین زمان از روز برای خرید سهام چه ساعتی است؟
برای سرمایه گذاران بلندمدت: زمان روز اهمیت چندانی ندارد، اما معمولاً ساعات میانی روز (اواسط صبح تا اوایل بعدازظهر به وقت نیویورک) به دلیل فروکش کردن نوسانات ابتدایی و انتهایی بازار، زمان باثبات تری است. برای معامله گران روزانه (Day Traders): ۳۰ تا ۶۰ دقیقه ابتدایی بازگشایی بازار (Open) و ساعات پایانی (Close) به دلیل حجم و نوسان بالا (Volatility)، بهترین زمان برای کسب سودهای سریع است.
-
