مقالات اقتصادی

درک توزیع اولیه (Primary Distribution)

نمایی مدرن و انتزاعی از نمودارهای رشد بازار سهام و جریان سرمایه‌گذاری در بورس‌های بین‌المللی.

در دنیای مالی، اصطلاح توزیع اولیه به فروش اورجینال و دست اولِ یک اوراق بهادار به عموم سرمایه گذاران اشاره دارد. یکی از شناخته شده ترین مثال ها برای توزیع اولیه، عرضه اولیه سهام (IPO) است؛ فرآیندی که در آن یک شرکت تازه تاسیس یا خصوصی، سهام خود را برای اولین بار به عموم می فروشد. (در بازارهای جهانی، زمانی که یک استارتاپ تصمیم می گیرد برای اولین بار وارد بازارهای بورس معتبری نظیر نزدک (NASDAQ) یا بورس نیویورک (NYSE) شود و سهام خود را عمومی کند، از این مکانیزم کلیدی برای جذب سرمایه میلیارد دلاری استفاده می کند).

توزیع اولیه تنها به سهام عادی محدود نمی شود؛ بلکه می تواند شامل صدور سهام ممتاز (Preferred Shares)، اوراق بدهی (Debt Securities) یا اسکناس های ساختاریافته (Structured Notes) نیز باشد. (به عنوان مثال، شرکت ها ممکن است برای تامین مالی پروژه های کلان بین المللی خود، اقدام به انتشار اوراق قرضه شرکتی کنند که این نیز نوعی توزیع اولیه محسوب می شود). مفهوم «توزیع اولیه» بسیار شبیه به «عرضه اولیه» (Primary Offering) است و در ادبیات مالی، این دو اصطلاح اغلب به جای یکدیگر استفاده می شوند.

درآمدهای حاصل از یک توزیع اولیه مستقیماً توسط نهاد صادرکننده اوراق بهادار دریافت می شود. به عنوان مثال، در جریان یک IPO، شرکتِ تازه لیست شده تمام درآمدهای حاصل از فروش سهام به مردم را دریافت می کند و از این طریق برای خود سرمایه سهام (Equity Capital) جذب می کند. این فرآیند با توزیع ثانویه کاملاً متفاوت است؛ چرا که در توزیع ثانویه، سهام صرفاً بازفروش می شود و سود حاصل از این معاملات به هیچ وجه به جیب شرکت اصلی نمی رود. (به بیان ساده تر، پولی که در بازارهای ثانویه نظیر پلتفرم های معاملاتی خرد بین تریدرها جابه جا می شود، تنها بین خریدار و فروشنده دست به دست شده و تاثیری در جریان نقدینگی خود شرکت ندارد).

درک سازوکار توزیع اولیه

توزیع های اولیه یکی از حیاتی ترین اجزای بازارهای مالیِ کلان محسوب می شوند، زیرا آن ها اصلی ترین مکانیزمی هستند که به واسطه آن، صادرکنندگان اوراق می توانند از سرمایه گذاران حاضر در بازارهای عمومی تامین مالی کنند. در نقطه مقابل، توزیع های ثانویه هیچ سرمایه ای برای شرکت صادرکننده به همراه ندارند، چرا که عواید حاصل از فروش آن ها تنها به مالک فعلی آن اوراق بهادار پرداخت می شود. (با این حال، توزیع اولیه و ثانویه مکمل یکدیگرند؛ چرا که بدون وجود نقدشوندگی بالا در بازار ثانویه، هیچ سرمایه گذاری حاضر به شرکت در توزیع اولیه نخواهد بود).

برخلاف توزیع اولیه، توزیع های ثانویه باعث افزایش «سهام در دست انتشار» (Shares Outstanding) یک شرکت نمی شوند. دلیل این امر آن است که در این فرآیند هیچ سهم جدیدی خلق نمی شود. در عوض، همان سهامی که برای اولین بار در IPO صادر شده بودند، صرفاً بین سرمایه گذاران مختلف دست به دست می شوند. با این وجود، توزیع ثانویه می تواند روی شرکت مربوطه تأثیرگذار باشد، زیرا قیمتی که این معاملات در آن انجام می شود، تعیین کننده قیمت کلی سهام شرکت در بازار است و ارزش بازار (Market Cap) شرکت را مشخص می کند.

همچنین باید به یک تفاوت بسیار مهم بین دو اصطلاح «توزیع ثانویه» (Secondary Distribution) و «عرضه ثانویه» (Secondary Offering) دقت کرد. در حالی که توزیع ثانویه تنها به فروش یک بلوک از سهامِ از پیش موجود اشاره دارد، عرضه ثانویه شامل صدور و خلق سهام کاملاً جدید است.

از این منظر، یک عرضه ثانویه را می توان به چشم یک «IPO دوم» نگاه کرد. به همین دلیل، عرضه های ثانویه باعث افزایش تعداد سهام در دست انتشار شرکت می شوند که این موضوع می تواند منجر به «رقیق شدن سهام» (Equity Dilution) برای سهامداران فعلی گردد. (رقیق شدن سهام به این معناست که کیک مالکیت شرکت بزرگتر شده، اما به قطعات بیشتری تقسیم می شود؛ در نتیجه سهم هر سهامدار از سود هر سهم (EPS) کاهش می یابد. این اتفاق معمولاً با واکنش منفی سرمایه گذاران خرد در وال استریت و سایر بورس های جهانی همراه است).

نمایی از انتقال جریان نقدینگی از سرمایه گذاران به یک شرکت در حال توسعه.

تصویرگرِ لحظه انتقال نقدینگی مستقیم به پیکره یک سازمان جهت رشد و توسعه.

مثال کاربردی: نگاهی به درون یک توزیع اولیه

برای درک بهتر، یک شرکت تازه لیست شده در بورس را در نظر بگیرید. در طول فرآیند IPO، این شرکت تمام درآمدهای حاصل از فروش اولیه سهام خود به سرمایه گذاران را دریافت کرده است. با این حال، اگر همان سرمایه گذاران بخواهند سهام خود را به شخص دیگری بفروشند، این فروشِ دوم به عنوان یک توزیع ثانویه در نظر گرفته می شود و هیچ جریان نقدی مستقیمی برای شرکت به همراه نخواهد داشت.

اغلب اوقات، توزیع های ثانویه توسط مدیران ارشد شرکت، افراد با ارزش خالص دارایی بالا (HNW) یا سرمایه گذاران نهادی که بلوک های بزرگی از یک اوراق بهادار موجود را در اختیار دارند، انجام می شود. برای مثال، یک توزیع ثانویه ممکن است توسط یک شرکت سرمایه گذاری خطرپذیر (VC) انجام شود که در سال های پیش از IPO، به تامین مالی این شرکت تازه تاسیس کمک کرده است. اکنون که شرکت به صورت عمومی در بورس لیست شده است، این شرکت VC ممکن است بخواهد با فروش سهام خود از طریق یک توزیع ثانویه، موقعیت معاملاتی خود را نقد کرده و سیو سود کند. (دقیقاً مشابه اتفاقی که برای سرمایه گذاران اولیه غول های تکنولوژی مانند اوبر (Uber) یا ایربی ان بی (Airbnb) پس از عرضه عمومی افتاد).

نتیجه گیری

توزیع اولیه به اولین فروش اوراق بهادار به عموم مردم گفته می شود. این فرآیند معمولاً به عنوان بخشی از یک عرضه اولیه (IPO) انجام می شود و بخشی حیاتی از سازوکار شرکت ها برای جذب سرمایه از سرمایه گذاران عمومی است.

توزیع های اولیه مستقیماً برای شرکت صادرکننده خلقِ ثروت و جریان نقدی می کنند. اما توزیع های ثانویه صرفاً شامل معامله روی اوراق بهادارِ از پیش موجود هستند که هیچ سرمایه ای برای شرکت ها جمع آوری نمی کنند. با این حال، قیمت سهام در یک توزیع ثانویه می تواند مستقیماً بر نحوه ارزش گذاری شرکت تأثیر بگذارد. از سوی دیگر، عرضه های ثانویه مشابه یک “IPO دوم” عمل می کنند و سهام در دست انتشار یک شرکت را افزایش می دهند که این مسئله می تواند ارزش سهامی که سرمایه گذاران از پیش در اختیار دارند را رقیق کرده و کاهش دهد.

رای شما به این مطلب

میانگین امتیازات 0 / 5. تعداد آرا: 0

از اینکه این مطلب مفید نبود عذرخواهی میکنیم

اجازه بدهید ما این مطلب را مفیدتر کنیم!

لطفا نظر خود را در بهبود این مطلب با ما در میان بگذارید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *